تبليغاتX
این روزا عرق مفته

 

الکی آزار داشتم اومدم نوشتم.

ها !!!!!!!!چیه خوب مطلبای پائینی رو بخون نظر بده

 

 

مابقی چرندیات

|+|
مکتوب با دستان اهورائی بی خیال من بی نشون باش در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 13:42
13

 

 

 سلام

 الان بدو بدو اومدم فقط بگم سیزده بدر حال کنید اصلاْ هم نحس نیست.

 دخترا و پسرا سبزه گره بزنید.

 جای منم خالی کنید رفقا.

 بابای

       پیام

مابقی چرندیات

|+|
مکتوب با دستان اهورائی بی خیال من بی نشون باش در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 و ساعت 14:54
off های نینا

 

 دل آدمها مثل يك جزيره دور افتادست ،اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره 

    

 ميزاره مهم نيست مهم اون كسيه كه هيچوقت جزيره را ترك نكند

 

 

 

 شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه

 

مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

 

 

 

 گل گفت:زندگي بهار است.پروانه گفت:زندگي شمع است.مجنون گفت:زندگي ليلي

 

 است.بلبل گفت:زندگي گل است.و من به جوابشان گفتم:زندگي كسي است كه

 

همين حالا این مطلب را مي خواند

 

 

 

 هميشه دو درس را در زندگي خود به ياد داشته باشيد:

 

 1- جسارت در بيان عقيده 2- جرأت در پذيرش اشتباه

 

 

 در زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه که آرزويش را داريم

 

 

 

  هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي

 

خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند.

 

 

 

با تشکر از نینای عزیز که این مطالبو برام فرستاده بود.

 

payamgholipoor

 

                

مابقی چرندیات

|+|
مکتوب با دستان اهورائی بی خیال من بی نشون باش در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 و ساعت 8:32
چقدر سخته

 

 شاید بگید این نوشته جاش اینجا نیست.

 

 اما این حرفه دلمه پس گوش کنید:

 

 چقدر سخته تمام روز رو منتظر شب باشي

 

 که دوباره زل بزني به صفحه سرد منيتور

 

 و فقط نگاهت به آيدي يه نفر باشه و همش دعا کني که روشن باشه

 

 با اينکه از قبل ميدوني امشبم مثل تموم شبهاي گذشته

 

 فقط بايد چشمهاي خواب رفته آدمک آيديشو ببيني

 

 و درد دلاتو براش آف بذاري به اين اميد که شايد

 

 اومد و خوند وجوابتو داد.

 

 جوابهايي که مثل هميشه حرف تازه اي توش نيست

 

 انگار نمي خواد باور بکنه که دوستش داري

 

Payam gholipoor

 

 

                                

 

 

 

 

مابقی چرندیات

|+|
مکتوب با دستان اهورائی بی خیال من بی نشون باش در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 و ساعت 8:23
نظر سنجیمون

سلام

 

خوبین؟

 

امروز 12 فروردینه و داره تعطیلاتم تموم میشه؟

 

تا حالا فکرشو کردی یه سال وامیستیم عید بیاد اونوقت عین باد عیدم تموم میشه

 

 و ما یه سال دیگه منتظر

 

اما پست امروزمون این نیست که عید میاد و میره.

 

نمیدونم تو دوست عزیز تا حالا سری به قسمت نظر سنجی وبلاگ ما زدی یا نه؟

 

من و پیام دیروز که داشتیم با هم صحبت می کردیم پیام گفت که یه کشف جالب

 

 کرده!

 

هیچ کس یا بهتره بگم از دوستائی که تو نظر سنجی شرکت کردن کسی دشمنشو

 

 نفرین نکرده!!!!!!

 

برای من عجیب بود.

 

پیام می گفت ما آدما از دشمنامون زیاد ناراجت نمیشیم چون هر چه با من کرد

 

آشنا کرد.

 

اکثراً از کسائی که عشقشون رو بازی میگیرن بدشون میاد و نفرینشون می کنن.

 

بعضیا به دنیا و اونائی که دلشونو می شکنن.

 

یه سری که با همه رفیقن.

 

اما هیچ کس به دشمنش نفرین نمی کنه.

 

تو چی به کی نفرین می کنی؟

 

تو قسمت نظرات یا تو نظر سنجی واسمون بگو.

 

ولی تا جائی که می تونیم بیایم با همه دوست باشیم یا به قول پیام با همه حال کنیم.

 

تا بعد.

 

saghar

مابقی چرندیات

|+|
مکتوب با دستان اهورائی بی خیال من بی نشون باش در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 و ساعت 14:25
گلایه

من یعنی جفتمونا موندیم این همه بازدید کننده اما دریغ از یع ذره مرام،دریغ از یه

 

ذره لطف!

 

باب آخه چی میشه تو که اومدی اینجا پس چرا نظر نمی دی؟

 

اگه خیلی سخته واست تایپ کنی حداقل تو قسمت نظر سنجی یه کلیک کن.

 

آخه اگه شما ها نگید ما چی بنویسیم ما چجوری وبلاگ رو بهتر کنیم.

 

اما خداییش ما خودمون هر کدوممونچه من چه ساغر هر وبلاگی که بریم نظر

 

 میدیم.

 

به همه اونائی که به ما سر میزنن هم سر می زنیم حالا شاید به خاطر عجله و ...

 

 نتونیم هر روز نظر بدیم.

 

اما به دوستائی مثل لیییا اکثر روزا سر میزنیم ببینیم چیا نوشته بدرد بخراشوکش

 

بریم (کش رفتن که دروغ13بود).

 

اما حالا که اومدی یه نظرم بدی بهمون حال دادی اساس و میدونیم که کسائی

 

هستند که دوسمون دارند.

 

همچنین تو قسمتView my MessageBoardدر قسمت سمت راست

 

وبلاگ می تونین نظر یا مطلبتون رو بنویسین.

 

Payam&saghar

 

مابقی چرندیات

|+|
مکتوب با دستان اهورائی بی خیال من بی نشون باش در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 و ساعت 14:23
بدون عنوان

سلام

عجب بازی بود و واقعاً پریپولیس زیبا بازی کرد.

ایول کعبی و ایول همه پرسپولیسیا.

راستش بچه ها این روزا حالم گرفتست.

می دونید چند وقته اونی که دوست دارمو ندیدم.

سخته به خدا سخته.

اگه دیدیش بهش بگو چقدر می خوامش.

میگی؟

بابای

payam gholipoor

 

                             

مابقی چرندیات

|+|
مکتوب با دستان اهورائی بی خیال من بی نشون باش در شنبه یازدهم فروردین 1386 و ساعت 7:42

دکتر شريعتي ميگه وقتي نميتوني فرياد بزني ناله نکن!!

 

خاموش باش قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟

 

تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي

 

 

 

دوست دارم موقعی که مردم مرا در تابوت سیاهی بگذارند تا سیاهی آن با سیاهی

 

 زندگیم یکسان شود و دستهایم را بیرون بگذارند تا همه بدانند که به آنچه خواستم

 

نرسیدم.

 

 بر روی قبرم بگذارند تا بجای یار برایم بگرید. و قطعه یخی

 

 

ز خاك من اگر گندم برآيد

               از آن گر نان پزي مستي فزايد

خمير و نانوا ديوانه گردد

           تنورش بيت مستانه فزايد   

ميا بي دف به گور من ، برادر!

               كه در بزم خدا غمگين نشايد...

 

 

 

 

برای دلتنگی هيچ بهانه ای نيست ! برای گريه ديگر شانه ای

 

 نيست ! ميدانم که فراموشم کردی زود !از من گذشتی گلايه ای

 

 نيست

 

 

بدترین موقع دلتنگی زمانی است که پیش کسی که دوستش داری

 

 باشی ولی بدونی که هیچ وقت بهش نمی رسی.

 

 

 

 

می دانم روزی از کوچه دل تنگی هایم گذر خواهی کرد


من آن روز کوچه را با اشک هایم آب خواهم داد


تا بوی خوش آمدن یار همه را با خبر کند


و به انتظار دیرینه من پایان دهد

 

 

روزی که به دنيا اومدی داشت بارون می اومد ولی هوا ابری نبود

 

ميدونی چرا؟ اون روز فرشته ها داشتن ازاون بالا گريه ميکردن  چون

 

يکی ازاونا کم شده بود.

 

 

نميدانم چرا اين گونه است وقتي نگاه عاشقانه ی کسي به توست ميبينی

 

 اما دلت بسته به مهر ديگريست بی اعتنا ميگذری و عاشقانه به کسی

 

می نگری که دلش مال تو نيست.

 

 

 

 

عاشقانه ترين نگاهم را روی قايقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو

 

 فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسيد تو چشمانت را بستی و قايقم،

 

 غرق شد.

 

 


وقتی با هم در شب راه می رویم


دستم را می گیری و با من دور می شوی


دستم را می گیری و هرگز برنمی گردی

 

payam gholipoor

 

 

                                               

 

 

مابقی چرندیات

|+|
مکتوب با دستان اهورائی بی خیال من بی نشون باش در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت 8:56
دیروز و امروز

 

   ديروز

 باز باران با ترانه ، با گوهرهاي فراوان ، مي خورد بر بام خانه ...
  و اما امروز

 باز باران بي ترانه ، باز باران با تمام بي کسي هاي شبانه ، مي خورد بر مرد تنها ، مي چکد بر فرش خانه ...
باز مي آيد صداي چک چک غم ...
باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده نمي دانم ... نمي فهمم کجاي قطره هاي

 بي کسي زيباست ؟ نمي فهمم ، چرا مردم نمي فهمند که آن مرد تنها که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد کجاي ذلتش زيباست ؟

مابقی چرندیات

|+|
مکتوب با دستان اهورائی بی خیال من بی نشون باش در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت 8:27
پرسپولیس

 

سلام

 

امروز دربیه.

 

بازم مثل همیشه پرسپولیس برنده میشه.

 

به امید یه بازی خوب ازدو تا تیم و برد تیم همیشه قهرمان پرسپولیس

 

Payam & saghar 

 

            

مابقی چرندیات

|+|
مکتوب با دستان اهورائی بی خیال من بی نشون باش در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت 7:54

 

   دوست دارم شمع باشم در دل شبها بسوزم                  

 

   روشنی بخشم و لیک تنها بسوزم

 

   دوست دارم حاله باشم خاک پایت راببوسم           

 

   وین به هر حالی که باشم من خودم تنها بسوزم

 

          

   Saghar

 

 

مابقی چرندیات

|+|
مکتوب با دستان اهورائی بی خیال من بی نشون باش در پنجشنبه نهم فروردین 1386 و ساعت 7:26

 

من کیم شمعی به سودای پر پروانه ای

                                              من کیم هستی هم آغوش غم میخانه ای

من کیم برگی بدامان نسیم صبحگاه

                                             پر کشید هر طرف بر هر در و ویرانه ای

 

 

 

خواهی که تو را بت کنم و من بپرستم

                                            در هجر تو ای ماه جهان شب همه مستم

دیوانه روی تو شدم دل چه تواند

                                           در دام تو افتد به ازاینجا که من هستم

مابقی چرندیات

|+|
مکتوب با دستان اهورائی بی خیال من بی نشون باش در پنجشنبه نهم فروردین 1386 و ساعت 7:25

سلام

 

با یه ترانه زیبا که شاعرش یکی از بزرگترین ترانه سراهامون یعنی هدیه هست

 

اومدم.

 

امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.

 

این ترانه رو هایده بانوی بزرگ آواز ایران خونده.

 

 

 

 

مثل باد سرد پائیز غم لعنتی به من زد

 

حتی باغبون نفهمید، که چه آفتی به من زد

 

رگ وریشه هام سیاه شد، تو تنم جوونه خشکید

 

اما این دل صبورم به غم زمونه خندید

 

آسمون مست جنونی،آسمون تشنه خونی

 

آسمون مست گناهی،آسمون چه رو سیاهی

 

اگه زندگی عذابه،یه حبابی روی آبه

 

من به گریه هام می خندم،میگم این همش یه خوابه

 

مثل باد سرد پائیز غم لعنتی به من زد

 

حتی باغبون نفهمید، که چه آفتی به من زد

 

آسمون تو مرگ عشقو پای یاخته هام نوشتی

 

این یه غمنامه تلخه که تو سر تا پام نوشتی

 

من به لحظه شکستن اگه نزدیک،اگه دورم

 

از ترحم تو بیزار که خودم سنگ صبورم

 

آسمون تیشت شکسته من دیگه رو پام می مونم

 

منو از تنم بگیرین تو ترانه هام می مونم

 

اگه زندگی عذابه،یه حبابی روی آبه

 

من به گریه هام می خندم،میگم این همش یه خوابه

 

مثل باد سرد پائیز غم لعنتی به من زد

 

حتی باغبون نفهمید، که چه آفتی به من زد

 

آسمون تیشت شکسته من دیگه رو پام می مونم

 

منو از تنم بگیرین تو ترانه هام می مونم

 

Payam gholipoor

مابقی چرندیات

|+|
مکتوب با دستان اهورائی بی خیال من بی نشون باش در پنجشنبه نهم فروردین 1386 و ساعت 7:25

 

سلام

خدا رحم کرد.

دیشب خیلی شب خرابی بود نزدیک بود سر نامردی یه نفر همه چیمو از دست بدم.

آقا نامردی بده.

ولی با بچه ها حالشو گرفتیم.

ایول رفقای توپ

payam gholipoor

مابقی چرندیات

|+|
مکتوب با دستان اهورائی بی خیال من بی نشون باش در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 12:29